فال حافظ
سلام به همهی دوستای گلم امیدوارم که حال همگی خوب باشه....
سرکار خانم رحمانی امر کردند تفالی به حافظ بزنم. واقعیت اینه که من خودم خیلی میترسم به حافظ فال بزنم. چون بدجوری میپیچونه. روز سهشنبه هم که در خدمت دوستان در سازمان ملی جوانان بودم گفتم که زیاد دور و بر فال حافظ نروید مگر برای رفع دلتنگی و شنیدن چند کلمه از زبان دلنشین خواجه اهل راز حافظ شیراز..
ولی به هر حال امر ایشان رو اطاعت کردم تفالی به دیوان خواجه زدم که شعر بسیار زیبایی آمد...
خوشتر زعیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست؟
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
معنی آب زندگی و روضهی ارم
جزطرف جویبار و می خوشگوار چیست
مستور و مست هر دو چو از یک قبیلهاند
ما دل به عشوهی که دهیم اختیار چیست
راز درون پرده چه داند فلک خموش
ای مدعی نزاع تو با پردهدار چیست
سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست
معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست
زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواستهی کردگار چیست...
واقعا عجب شعری بود من که بعد از مدتها یه حالی کردم با این ابیات حافظ امیدوارم که شما هم به مراد دلتون رسیده باشید. یادم باشه اگر عمری بود و روز و روزگاری دوباره توفیق دیدارتون حاصل شد حتما دربارهی این شعر یه کم سرتون رو درد بیارم
و اما یک بیت هم حرف دل خودم رو براتون بنویسمبندي به پاي دارم و باري گران، به دوش
در حيرتم كه شهره به بي بند و باري ام
اینهم جواب ................... ولش کن بی خیال امیدوارم همگیتون خوش باشید

