زبور عشق نوازي ....
مدتي اين مثنوي تاخير شد بايد ببخشيد و عذر من رو بپذيريد.
امشب يه بيت شعر براي يكي از دوستاي خيلي خيلي خيلي محترم و عزيزم فرستادم اين بيت اين بود:
زبور عشق نوازي نه كار هر مرغي است بيا و نوگل اين بلبل غزلخوان باش
اين بيت خيلي به دل خودم چسبدي تصميم گرفتم اين يه بيت رو يه كمي دربارهاش توضيح بديم. منبع اين توضيح كتاب«شرح اشارت حافظ» نوشتهي علي اكبر رزاز است...
«زبور در اصطلاح به كتاب داود پيامبر اختصاص دارد، ولي در لغت به معناي هر نوع كتاب حكمت اطلاق شده است.
شايد كتاب داود را بدان جهت زبور ناميدهاند كه شامل حكمتهاي عقلي است. ناصرخسرو گويد:
اي پسر شعر حجت از بر كن كه پر از حكمت است همچو زبور
در مفردات راغب اصفهاني آمده است:
به گفتهي برخي ، زبور اسم كتابي است كه مخصوص حكمتهاي عقلي است و بيان احكامي نكند، در مقابل، كتاب كه متضمن احكام شرعي نيز هست و دليل اين سخن آن است كه زبور داود متضمن احكام شرعي نيست.(نقل از لغتنامه)
از اين رو به نظر ميرسد زبور عشق اضافهي بياني است و مراد از آن شعر يا نوشتهاي كه نكات عرفاني و حكمتهاي ذوقي را بازگو كند. نواختن نيز به قرينهي زبور، به معناي سرودن و خواندن است.
بنابراين سرودههاي عطار و عراقي و غزليات جاودانهي مولانا و حافظ را ميتوان زبور عشق ناميد.
زبور عشق به احتمال زياد، براي نخستين بار در ادب فارسي توسط شيخ فريدالدين عطار و در منطق الطير به كار رفته است و اين اصطلاح در بيت حافظ تلميحي است به خطابه بلبل در جمع مرغاني كه به راهنمايي هدهد، به عزم ديدار سميرغ به كوه قاف سفر ميكنند:
بلبل شيدا درآمد مست مست وزكمال عشق نه نيست و نه هست
معنيي در هر هزار آواز داشت زير هر معني جهاني راز داشت
شد در اسرار معاني نعره زن كرد مرغان را زبان بند از سخن
گفت بر من ختم شد اسرار عشق جملهي شب ميكنم تكرار عشق
نيست چون داود يك افتاده كار تا زبور عشق خوانم زار زار
در اين ابيات ميبينيم كه بلبل شيدا به مثابهي عارفي شوريده حال است كه رد عالم جذبه و بيخودي به افشاي اسرار عشق و معرفت ميپردازد و چنان با شور و حال سخن ميگويد كه مرغان حاضر در مجلس مسحور كلام او شده و لب از گفت و گو فرو بستهاند:
مطرب چه پرده ساخت كه در پردهي سماع بر اهل وجد وحال در هاي و هو ببست(حافظ)
با اين همه، بلبل شيدا ياران همسفر را افسرده حال ميبيند؛ لذا خواستار حريفي پخته و كارآزموده است تا زبور عشق را چنان كه بايد بر او بخواند و حق مطلب را كاملا ادا كند. با تعمق در ابيات فوق مبهمات بيت حافظ كه عبارتند از اين كه زبور عشق نوازي چيست و چرا اين فضيلت تنها به بلبل اختصاص دارد و مرغان ديگر از آن بيبهرهاند.
و اين كه چرا حافظ خود را بلبل خوش الحان لقب داده و اشعار شورانگيز و رمزآلود خود را، زبور عشق ناميده است. تا حدي روشن ميشود.
نكتهي ديگر اين كه«هر مرغ» در بيت مورد بحث اشاره به شاعران و گويندگان هم عصر حافظ، چنان كه در ابيات زير، واژهي مرغ به صورت استعاره از شاعر«شخص حافظ» به كار رفته است:
من آن مرغم كه هر شام و سحرگاه زبام عرش ميآيد صفيرم
خوش چمني است عارضت خاصه كه در بهار حسن حافظ خوش كلام شد مرغ سخن سراي تو
هر مرغ به دستاني در گلشن شاه آمد بلبل به نواسازي حافظ به غزل گويي
شب خوش و خدا نگهدار.......
