الکن....
اینهم یه شاهکار از شعر پارسی که تو قوطی هیچ عطاری پیدا نمی کنید پیشکش به همه ی دوستای مهربونم........
پيركي لال سحرگاه به طفلي الكن ميشنيدم كه بدين نوع همي راند سخن
كاي ززلفت صصصبحم شاشاشام تاريك وي زچهرت شاشاشامم صصصبح روشن
تتترياكيم و بي شششهد للبت صصصبر و تاتاتابم رررفت از تتتن
طفل گفتا مممن را تو تو تقليد مكن گگگم شو زبرم اي كككمتر از زن
مي ميخواهي مممشتي به ككلّت بزنم كه بيفتد مممغزت به ميان ددهن
پير گفتا وو والله مممعلوم است اين كه كه زادم من بيچاره زمادر الكن
هههفتاد و ههشتاد وسه سال است فزون كه كه گنگ و لالالالم ببخلاق زمن
طفل گفتا خخدا را صصصد بار ششكر كه برستم به جهان از مملال وممحن
ممن هم گگگنگم مممثل تو تو تو تو تو هم گگگنگي مممثل مممن
(ميرزا حبيبالله قاآني شيرازي)