سلام به همه ی دوستای مهربونم. امیدوارم که روزگار خوبی داشته باشید. اول بابت یه مساله عذرخواهی می کنم و اون اینکه بدلیل بعضی مسایل نظرخواهی وبلاگ بطور خصوصی فقط برای مدیر وبلاگ ارسال می شه و دوستان دیگه نمی تونند از نظرات دیگران رو ببینند.
اما از امروز تا روز پایان اسفندماه تصمیم دارم درباره ی عید نوروز صحبت کنم. دوستان توجه داشته باشند آنچه اینجا گفته می شود خلاصه ای از دریای بی کران آداب و رسوم زیبای ایرانیان است. اگر جایی نکته ای از قلم افتاد اول از علم کم من و دوم از رعایت کوتاه گویی و خلاصه گویی بوده است. به هر حال امروز تصمیم داریم درباره ی چهارشنبه سوری صحبت کنیم.

چهارشنبه سوري
سوري به معني سرخي است و سرخي هم اشاره به سرخي آتشي است كه در اين روز مي افروزند. در ايران باستان جشني به عنوان استقبال نوروز يا جشن پيش در آمد يا پيش باز نوروز وجود داشته كه آن را فقط جشن سوري مي ناميده اند؛ در تاريخ بخارا آمده است كه( چون امير سديد منصور بن نوح به ملك بنشست، هنوز سال تمام نشده بود كه در شب سوري چنان كه عادت قديم است آتشي عظيم افروختند....)‌اين آتش را در شب سوري كه مقارن با روزهاي بهيژك يا پنجه دزديده بوده براي گريزاندن سرما و فراخواني گرما آن هم بيشتر در روي بام ها مي افروختند كه هم شگون داشته و هم به باور آنها تنوره ي آتش و دود، بر بام ها، فروهرها را به خانه هاي خود رهنمون مي شده است.

 در آن روزگار تقسيم بندي هفته و كلمات شنبه و چهارشنبه و غيره در ايران وجود نداشته و ايرانی ها در گاه شماري خود هر يك از روزهاي ماه را به نام يكي از مقربان و فرشتگان مي ناميده و به اين ترتيب روزها را از هم تشخيص مي داده اند؛ مثلا نخستين روز ماه، هرمز و شانزدهمين روز، مهر نام داشته است.

 هفته در اصل از آيين هاي يهود است كه اعتقاد داشته اند خداوند جهان را در شش روز آفريده و روز هفتم به استراحت پرداخته و آفرينش تعطيل شده است و از همين رو روز هفتم را به زبان يهودي چنان كه گفتيم، شنبد يا شنبه ناميده اند كه به معني تعطيل و استراحت است؛ تقسيم روزها به هفته از يهود به عرب و از عربان به ايرانيان رسيده و ايرانيان اعداد يك و دو و سه و چهار و پنج و شش را به واژه ي عبري شنبه افزوده و يكشنبه و دوشنبه تا شش شنبه را ساخته اند و در دوره اسلامي هم چون شش شنبه ها را براي نماز جماعت در مسجدها جمع مي شده اند، آن را جمعه يعني روز جمع شدن در مسجد، ناميده اند. اما عرب ها درباره هر يك از روزهاي هفته براي خودشان اعتقاداتي داشته اند و از جمله معتقد بوده اند كه چهارشنبه هر هفته روز نخسي است و عروسي و مسافرت و حمام رفتن و ناخن گرفتن و غيره در اين روز شگون ندارد؛ منوچهري دامغاني هم كه به قول خودش(بسي ديوان شعر تازيان) به ياد داشته، دراينباره گفته است:

 چهارشنبه كه روز بلاست باده بخور
به ساتكين مي خور، تا به عافيت گذرد

پس خيلي طبيعي است كه ايراني ها جشن سوري آخر سال و جشن پيش درآمد نوروز خودشان را در دوره اسلامي كه با عربان حشر و نشر و رابطه پيدا كرده اند به روز چهارشنبه آخر سال انداخته باشند تا هيچ روز نحسي در روزهاي بهيژك آنها وجود نداشته باشد و نحوست چهارشنبه از ميان برود و اين روز هم مانند ديگر روزهاي پيش نوروزي، فرخنده و شاد و باشگون باشد.

 در پایان این مطلب ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:
۱ - در خوانش کلمه ی فروهر معمولا اشتباه رخ می دهد خوانش صحیح این کلمه = فَرَوَهَرْ
۲ - چهارشنبه سوری یک آیین مقدس است که بر اساس اعتقادات یک ملت انجام میشده ولی متاسفانه امروز به یکی از زشت ترین و پرحادثه ترین برنامه های سال تبدیل شده که می رود در ذهن مردم به یک فاجعه تبدیل شود...

شاد باشید و خرم و خندان.........