آدمیــــزاد بی غـذا دو مـاه دوام می آورد.
بـی آب ، دو هفتـه
بی هـوا ، چنـد دقیقه
بی"وجـــدان"، خـیلـــی . . .
متاسفانه خیلی !
***************
نیـازی نیست اطرافمـــون پر از آدم باشـه …
همـون چند نفـری که اطرافمـون هستند ، آدم باشند کافیـــه!
***************
مردم عـوض شدند ، زمونـه عـوض شده ،
می دونـی؟ این روزهـا ، وقتـی با یه نفـر دست می دی ،
بعـدش باید انگشتـات رو هـم بشـماری و ببینـی کـه هـر ۵ تا رو پس گرفتـی یا نه!
***************
ما نسلی هستیم که،
بهترین حــــرفهای زندگیمان را نگفتیم…
تایـپ کردیـم
***************
همه اتفاق های خوب افتادند و دست و پایشان شکست!
این روزها اتفـاق هـای خـوب از ترس اتفـاق هـای بد ، از افتـادن می ترسند …
***************
کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود …
***************
ای کاش آدما می فهمیدند که خوشبخت شدنشون
در گرو بدبخت شدن آدمای دیگـه نیست!
***************
هیـچ گـاه به خاطـر هیچکـس از ارزش هـایت دست نکـش!
چـون اگـر روزی آن فرد از تو دست بکشد ،
تو می مانـی و یـک " مـن " بی ارزش!
***************
وقتـی سکـوتت از رضـایت نیست ، لطفـا بگــــو!
***************
حـق نداری احسـاس دیگـــران رو بـه بـازی بگیـری ،
فقـط بـه خاطـر این که هنـوز تکلیفت با احسـاس خـودت معلـوم نیست!
***************
خـاص بـودن تـوی مغـز اتفـاق می افتـد ، نـه تـوی عکـس!
***************
تلـــخ ترین قسمت زندگـی اون جاییـه آدم به خـودش می گـه:
چی فکـر می کردیـم و چـی شـد!!
***************
در روزگـاری که "سـلام" و "خداحـافظ" فرقـی بـا هـم ندارند.
نه مانـدن کسی حادثه ست نه رفتـنِ کسـی فاجعــه!
***************
سکـوت من هیچ گاه نشانـه رضایتـم نبود!
من اگر راضـی باشـم ، با شادی می خنـدم!
***************
مردم اینجـا چقـدر مهرباننـــد ، دیدنـد کفـش نـدارم ، برایـم پـاپوش درست کردنـد.
***************
سکـوت همیشـه به معنـی "رضـایت" نیست.
گاهـی یعنـی:
خستـه ام از اینکـه مـدام به کسانی کـه هیـچ اهمیتـی بـرای فهمیـدن نمی دهنـد ، توضیـــح دهـم.
***************
دستـم بـوی گل می داد،
مـرا بـه جـرم چیـدن گـل محکـوم کردنـد.
امـا هیچکــــس فکـر نکـرد کـه ، مـن شایـد گـل کاشتـه باشـم.
***************
احساسـم را بـه دار آویختـم.
منطقـم را بـه گلولـه بستـم.
لعنت بـه هـر دو کـه عمــری بازیـم دادند.
دیگـر بس است ، می خواهــم کمـی بـه چشمانـم اعتـماد کنـم!
***************
پرنـده ای نفـرین شده ایـم
کـه سهممـان از پریـدن ، تنـها در بـازی کـلاغ پــر است…
***************
رابطـه ای کـه تـوش التـماس باشـه …
سـاعت ۹ بزاريـد دم در خونـه ، تـا شهـرداری ببـره …
***************
مترسـک عروسـک زشتیست که از مزرعـه مـراقبت می کنـد
و آدمـی متـرسک زیبـاییست که جهـان را می ترسانـد . . .
***************
اینجـا فقـط تـو را از نوشتـه هـایت " می بیننـد "…
درست دیده ای ، فقـط "خوانـــده" می شوی بی آنکه بشناسنـد تـو را …
***************
مـا همـه بـا زندگـی معاملـه می کنیـم …!
بـا خودمـان هـم معاملـه می کنیـم و بـا کسانـی کـه دوستشـان داریـم هـم …!
اگـر نبخشـی ، نمی بخشـم.
خیـانت کنـی ، خیـانت می کنـم.
بـدی کنـی ، بـدی می کنـم.
دروغ بگویــی ، دروغ می گـویم.
و همیشـه کوچـک می مانیـم ،
بـدون تجـربه زندگـی بالاتـر و آرمانـی تر …!
این را بدانیـم کـه بـا خـوب ، خـوب بـودن هنـر نیست
(منبع: اینترنت)