بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار                   خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

با عرض سلام خدمت همه‌ی دوستای مهربونم امیدوارم که روزگار به کامتان شیرین و خوش باشد. این روزها عجیب بوی بهار میاد. صبح که از خواب بلند می‌شی چنان حال و هوایی بهت دست می‌ده که توصیف ناپذیره. البته یه نکته رو یادآوری کنم معمولا در این فصل بخاطر گردافشانی گلها و درختان آدم دوست داره بخوابه یعنی یه بیحالی و کرختی خوش‌آیندی به آدم دست می‌ده که به سختی میشه از رختخواب کشیدش بیرون برای اینکه این کرختی و درمان کنید و بتونید از همه‌ی زیباییهای بهار لذت ببرید خوبه این روزها چایی دارچین درست کنید و بخورید البته اگر دم دست یه کم زنجبیل هم دارید(البته خیلی کم) می‌تونید به اون اضافه کنید و این کرختی و سستی رو از بین ببرید.
اما در ادامه‌ی بحث‌های آیین نوروز امروز بحث کشت سبزه‌ی نوروزی رو داریم که یقینا می‌تونه براتون جالب باشه....

كشت سبزه نوروزي
از پانزده بيست روز پيش از نوروز دانه هاي گوناگوني را در چند ظرف مختلف مي كاشتند تا پيش در آمد كشت و كارهاي بهاره و تابستانه باشد،‌هر نوع دانگي كه در طي دوازده ي نوروز بيشتر و بهتر رشد مي كرده آن نوع دانگي را به فال نيك مي گرفته و در آن سال همان دانگي را در زمين هاي خود كشت مي كرده و مي گفته اند امسا مثلا سال گندم است، سال جو است، سال عدس يا ماش است؛ ابوريحان بيروني هم در اين باره اشاره اي در آثار الباقيه خود نموده و نوشته است: ( اين رسم در ايران پايدار ماند كه درنوروز در كنار هفت صنف از غلات و هفت استوانه بكارند و از رويش اين غلات خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه را حدس زنند...) جا خط هم در كتاب (المحاسن والاضداد) گفته است: بيست و پنج روز پيش از نوروز در دربار پادشاه دوازده استوان از خشت مي ساختند و در هر كدام دانه اي جداگانه مي كاشتند تا ببينند كدام دانه براي سالي كه در راه است بهتر و شايسته تر است. معمولا در روز سيزده ي نوروز كه پايان آيين هاي نوروزي بوده آن سبزه ها را در كناره جوي ها و رودها براي تبرك و زيبايي مي نشانده اند تا سبز باقي بمانند.

 عجب رسم‌های زیبا و عمیقی داشتند پدران ما روحشان شاااااااااااد.......