صبح است ساقیا
| صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن | دور فلک درنگ ندارد شتاب کن | |
| زان پیشتر که عالم فانی شود خراب | ما را ز جام باده گلگون خراب کن | |
| خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد | گر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن | |
| روزی که چرخ از گل ما کوزهها کند | زنهار کاسه سر ما پرشراب کن | |
| ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم | با ما به جام باده صافی خطاب کن | |
| کار صواب باده پرستیست حافظا | برخیز و عزم جزم به کار صواب کن |
آی که چه حالی می ده اول صبح بهار دل انگیز وقتی داری پیاده روی می کنی این شعر رو با صدای بلند بخونی....
انگار راستی راستی درخت ها و پرنده های مست اول صبح دارند باهات همنوایی می کنند...
شما هم امتحان کنید
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۵ ساعت 6:1 توسط جام می
|
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من!