شاطر عباس صبوحی
فکر کنم قبلا در این وبلاگ از «شاطر عباس صبوحی» صحبت کرده بودیم. همون شاعری که ظاهرا سواد نداشت متولد قم بود و در شهر ری به شغل نانوایی مشغول بود.
امروز یه غزل دیگه از این شاعر خوش ذوق رو مرور می کنیم...
کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار خار
در ره عشق تو اندر کوچه و بازار زار
در جهان عیشی ندارم بی رخت ای دوست دوست
جز تو در عالم نخواهم ای بت عیار یار
از دهانت کار گشته بر من دلتنگ تنگ
با لب لعل تو دارد این دل افکار کار
هر چه میخواهی بکن با من تو ای طناز ناز
گر دهی یک بوسه ام زان لعل شکربار بار
ساقیا زآن آتشین می ساغری لبریز ریز
تا به مستی افکنم در رشته ی زنّار نار
مطربا بزم سماع است و بزن بر چنگ چنگ
چشم خواب آلودگان را از طرب بیدار دار
ای صبوحی شعر تو آرد به هر مدهوش هوش
خاصه مدهوشی که گوید دارم از اشعار عار
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۰۲ ساعت 8:25 توسط جام می
|
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من!