شناختن / دانستن
به بهانه یادروز حافظ
مسالهی "شناخت" و
مسالهی "فهمیدن"، غیر از مسالهی "دانستن" است. کسی که فرقِ
"شناختن" را با "دانستن" نداند، نه چیزی را میشناسد، و نه
چیزی را میداند، ولو، دانشمندِ معروف و علامهی بزرگوار باشد. بسیارند کسانی که
میدانند، و بسیار هم میدانند، از یک شخص، از یک کتاب، یا از یک مکتب، اما، هیچ
نمیشناسند، نه آن شخص را، نه آن مکتب را، و نه آن اثر را. چه فرقی بینِ این دو تا هست؟
اگر فرقِ بینِ این دو تا را بتوانم
بیان کنم، توانستهام بیان کنم که، عالِمِ اسلامی، غیر از اسلامشناس است. بعضی از
علمای اسلامی، اسلامشناساند، بعضی، علمای اسلامی هستند ـ خیلی هم "عُلَما"
هستند! ـ، اما، اسلامشناس ممکن است نباشند، و بر عکس، برخی
اسلامشناس یا اسلامفهم هستند، اما، جزءِ علمای اسلام نیستند. چنان که، این
فَرق، در موردِ ادبیات هم هست، در موردِ یک کتاب، یا یک شخص هم هست.
این مساله، توی
دانشکدهی ادبیات خیلی روشن است، اشخاصی هستند از "اساتیدِ گِرام" (بهقولِ
معروف: رادیوگِرام! چون گِرام، فرنگی است، و در عربی کِرام است، و در فارسی، گِرامی
است، این دو تا با هم مونتاژ شده، شده گِرام!)، اینها میدانند که،
چند هزار نسخه، مثلاً از دیوانِ حافظ یا شاهنامه یا مثنوی، در دنیا وجود دارد، هر
کداماش هم کجا هست، وزنِ هر نسخه هم، با طول و عرضاش، چقدر است، ـ اینها دانش
است ـ، و میدانند، در هر نسخهای، فلان غزل، با چه تغییراتی، نسبت به نُسَخِ
دیگر، ثبت شده، و میدانند که، تمامِ اشخاصی که، در دیوانِ حافظ، مثلاً اسمِشان
آمده، و به صورتِ مَمْدوحِ حافظ بودهاند، اینها، هر کدام، چه
کسانی بودهاند؟ چگونه زندگی میکردهاند؟ چه عَصری داشتهاند؟ چه وضعی داشتهاند؟
و حتی، مثلاً، طولِ سبیلِ فلان خانِ مَمْدوحِ
حافظ، چند میلی متر بوده! این خصوصیات را میدانند، و میدانند که،
چند کلمهی فارسی در دیوانِ حافظ وجود دارد، و چند کلمهی عربی، و میدانند که،
تمامِ اشاراتی که حافظ به آیات و یا روایات و جریاناتِ تاریخی میکند، آن روایات
کدام است، و اشاراتِ تاریخی کدام است، اما، حافظ را به هیچ وجه نمیشناسند،
یک غزل نمیتوانند بفهمند، یک لطفِ بیان، یک ظرافتِ احساسِ حافظ را، نمیتوانند حس
کنند. حافظ شناختن یک چیزِ دیگری
است، اصلاً این حافظ دانها
تناسبِ روحی و فکری با تیپی مثلِ حافظ ندارند، و اگر حافظ در قرنِ اینها میبود،
و یا اینها در زمانِ حافظ میبودند، حافظ توی یک محله حاضر نبود با اینها زندگی
کند!
بنابراین، حافظ شناختن، غیر از
دانستنِ اطلاعاتِ عمیق و دقیق دربارهی حافظ است
(از مجموعه سخنرانی های تاریخ ادیان - اسلام شناسی - دکتر علی شریعتی(
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من!